اسرار نقاشی مونالیزا اثر داوینچی | راز لبخند ژکوند چیست؟

هفتم ماه قبل بود که در پی کتابی کمیاب در کوچهپسکوچههای انقلاب بودم. زیرزمینی یافتم که کلی کتاب قدیمی دستدوم در آن بود. وارد-اش شدم، دروناش بسیار برایام جالب بود. آنقدر درون این زیرزمین برایام جذاب بود که نفهمیدم کِی از پلهها پایین رفتم. سقف زیرزمین کوتاه بود، آنقدر کتاب در آن بود که راهروهایی باریک میان کتابها برای راهرفتن وجود داشت. هر قسمت از زیرزمین لامپی با رنگی مجزا داشت. موسیقیای در حال پخش بود که فکر کنم از کارهای برامس بود. بوی نم کمابیش حس میکردم اما آزار-ام نمیداد. روی سقف زیرزمین نقاشیهایی جذاب حک شدهبودند، حیف که خاک کلی رویشان را گرفتهبود. فضا چنان بود که اگر صرفاً سقف زیرزمین را میدیدم، فکر میکردم در یکی از کلیساهای رمِ ایتالیا ام. صدا زدم: ببخشید کسی نیست؟
یک نفر از گوشهی زیرزمین بلند شد و بهسمتام آمد و با صدایی خسته گفت: بله!
– سلام. دنبال کتاب X هستم. از چند نفر پرسیدم آدرس اینجا را دادند.
– چطور است که دنبال چنین کتابی افتادهای؟ این همه سال دارم اینجا کتاب میفروشم حتی یک نفر نبوده که اسم این کتاب را ازم بپرسد، چه برسد به اینکه بهدنبال خواندناش باشد.
– احتمالاً این همه سال هیچکس بهاندازهی من دنبال حقیقت نبودهاست، لااقل در ایران. حالا دارید؟
– فکر کنم دارم. با من بیا.
واقعیتاش این است که مقداری دلنگرانی در من ایجاد شد. آخر این زیرزمین هرچهقدر هم که جذاب بود، مکانی بود که میشد در آن دیگران را بکشی. من هم که همواره بدِ هر قضیه را احتمال میدهم، با او نرفتم. چند گام که برداشت، برگشت و گفت:
– پس نیامدی؟
– شما یه نگاه بندازید اگر دیدید ممنون میشوم همینجا برایام بیارید.
– بیا کمکام، اینجا که میرویم خیلی وقت است که سری بهش نزدم.
یک نگاه قیافهی طرف را برانداز کردم، به او نمیآمد که بخواهد کاری بکند. حدود 50 سال سن داشت. پیراهنی آبیرنگ داشت که تقریباً رنگرفتگی داشت، انگار که سالهاست هر روز آن را میپوشد. ریشهایاش حدود 5 سانتیمتر بود و وسطشان زرد بود. معلوم بود از آن سیگاریهای چنددههای است. شلوار جینی گشاد و کلفت به پا داشت و موی چندانی هم نداشت. با احتیاط و آرام به سمتاش رفتم. با هم رفتیم گوشهی زیرزمین که اتاقی در حد 4 متر بود. کلید به در اتاق انداخت. کل اتاق را کتاب پر کردهبود و فقط یک راهروی کوچک وسط کتابها برای راهرفتن وجود داشت. دم در ماندم و داخل نرفتم. میان کتابها میگشت که دیدم سقف اتاق را با نقاشی مونالیزا پوشاندهاست. اینقدر نقاشی شبیهاش بود که انگار خود داوینچی آن را روی سقف کشیدهبود. هرچه دنبال کتاب گشت پیدا نکرد و من دستآخر بی هیچ دستاوردی از بابت کتاب از آنجا خارج شدم. اما مراجعهام به این زیرزمین کنجاویام پیرامون نقاشی مونالیزا از داوینچی را افزایش داد. تصمیم گرفتم که بیشتر از این نقاشی مونالیزا بدانم.
واقعیت این است که من هم همچون بسیاری از هنردوستان، این پرسش برایام پیش آمد که این نقاشی مونالیزا چه در خود دارد که این همه در مورد-اش تحقیق کردهاند و این همه در مورد اسرار نقاشی مونالیزا صحبت کردهاند. آیا واقعاً سِر و رازی در بطن نقاشی مونالیزا نهفته است؟ آنچه که در ادامه میآید حاصل تحقیقاتی است که در مورد اسرار نقاشی مونالیزا یا اسرار نهفته در نقاشی مونالیزا کردهام. برای آنکه حوصلهی مخاطب سر نرود خیلی پرطولوتفصیل صحبت نمیکنم و سعی میکنم در نهایت اختصار به شاخصترین پژوهشهایی که پیرامون اسرار نقاشی مونالیزا صورت گرفته و نتایجی که گرفتهاند بپردازم.
اسرار نقاشی مونالیزا
بحث در باب تفسیر آثار هنری، فلسفی و ادبی بحثی پیچیده است و اینجا مکان این بحث نیست، اما همینقدر بگویم که از نگاه نگارندهی این سطور، حتی آثار هنری معمولی هم جا از برای تفاسیر متعدد دارند چه رسد به نقاشیای از فردی که او را یکی از نوابغ تاریخ انگاشتهاند. داوینچی چون در اوج اختناق سیاسیاجتماعی زندگی میکرده، چون احتمالاً ارتباطی با گروههای اقلیتی مسیحی داشته، چون ذهنی خلاق داشته، چون از ریاضی و سایر علوم سردرمیآورده، به احتمال بسیار زیاد شاهکار-اش مونالیزا رازهایی در دل خود دارد. همینها بوده که موجبات پژوهشهای متعدد پیرامون نقاشی مونالیزا یا اسرار لبخند مونالیزا را فراهم آوردهاست. آنچه که در ادامه پیرامون اسرار نقاشی مونالیزا میآید تمامی اسرار نیست، اما سعی شده مشهورترین و شاخصترین پژوهشها و حدسها پیرامون این نقاشی گردآورده شوند:
1- سالایِ من
Gian Giacomo Caprotti da Oreno فردی بود که از کودکی زیر دست داوینچی شد تا از او نقاشی بیاموزد. او بعدها نقاش شد و آثاری خلق کرد، اما شهرتاش بیشازآنکه بهسبب نقاشبودناش باشد، بهسبب ارتباطاش با داوینچی است.
Gian Giacomo Caprotti da Oreno را میگویند خودِ داوینچی با «SALAI» صدا میکرده و ازاینرو در طی این چند قرن همواره با SALAI شناخته شدهاست. دقیق مشخص نیست که جنسیت این سالای چه بوده، اما احتمالاً بسیار جنسیتی فارغ از زن یا مرد داشته و با خود داوینچی هم ارتباط داشتهاست.

برخی از پژوهشگران ایتالیایی برای بهدستآوردن اسرار نقاشی مونالیزا به این نتیجه رسیدهاند که این خانمی که پرترهاش در نقاشی مونالیزا کشیده شده همین سالای است. میگویند داوینچی با سالای رابطهی جنسی و عشقی داشته، اما در آن زمان که این نوع ارتباطها پذیرفته نمیشده و درصورتِ علنیشدن تبعات منفی بسیاری به همراه میداشته، داوینچی و سالای بهصورت پنهانی با هم رابطهی عشقی داشتهاند. دراینبین، یا سالای یا خود داوینچی تاب نیاوردهاند رابطهی پنهانی را و ازاینرو خواستهاند که رابطهشان، عشقشان، فارغ از زندهماندنشان، به یادگار بماند و بنابراین داوینچی شروع به کشیدنِ پرترهای از سالای کردهاست.

در پژوهشهایی که با اشعهها انجام دادهاند، دریافتهاند که در یک چشم پرترهی نقاشی مونالیزا حرف «L» و در چشمی دیگر حرف «S» گنجانده شدهاست. این پژوهشگران میگویند حرف L دلالت بر حرف اول داوینچی یعنی «لئوناردو» دارد و حرف S دلالت بر حرف نخست نام سالای. آنها میگویند اصلاً نام MONALISA که برای نقاشی است، نامی انحرافیست و درواقع تغییریافتهی MON SALAI است، یعنی سالایِ من!
2- ماجرای 1472
منظرهی پشتِ مونالیزا هم برای بسیاری از پژوهشگران نقاشی مونالیزا همواره مسئله بودهاست. چند سال پیش اما گروهی در ایتالیا به ماجرای این منظره پی بردند. آنها دریافتند که این منظره مربوط به منطقهای در ایتالیا بوده که خود داوینچی مدتی را در آنجا سر کردهاست. آن پُلی هم که کشیده شده گفته میشود در سال 1472 بر اثر بلایای طبیعی تخریب شده و بازسازی گردیدهاست – پلِ زیر:

در پژوهشها فهمیدهاند که داوینچی عدد «72» را در پل گنجانده تا بهنوعی به سال تخریب پل اشاره کردهباشد. در نظر داشته باشید که این مورد قطعیت ندارد و هرآنچه که در مورد اسرار نقاشی مونالیزا گفته میشود صرفاً تأویل و تفسیر اند.
3- داستان ابرو نداشتنِ مونالیزا
اگر دقت کرده باشید خانمِ موجود در نقاشی مونالیزا ابرو و مژه ندارد. در این باب هم حدسهای زیادی زده شدهاست. منطقیترینشان این است که آن زمان اصلاً خانمهای اشراف ابروهایشان را از ته میزدهاند و همچون دوران امروز نبوده که مدلهای مختلف برای ابرو انتخاب کنند. دراینبین، حدسی دیگر مورد توجه قرار گرفتهاست.
چند سال پیش شخصی به نام «کوته» دوربینی 240 مگاپیکسلی برداشت و به موزهی لوور رفت و تصویری بسیار با کیفیت و با رزولوشن بالا از مونالیزا ثبت کرد. او ساعتها و روزها و ماهها درگیر این تصویر شد تا از جزئیاتِ نقاشی مونالیزا سر در آوَرَد. یکی از کشفهایاش این بود که بالای چشمان مونالیزا یک تار مو وجود دارد و این یعنی روز نخست، خود داوینچی مونالیزا را با ابرو کشیده لیکن بعدها نقاشی دچار آسیب شده و ابروهای مونالیزا از بین رفتهاند.
4- لیزا ژراردینی دل ژکوندو مدل داوینچی
پژوهشهای برخی از پژوهشگران در مورد اسرار نقاشی مونالیزا به این نتیجه رسیده که احتمالاً مونالیزا همسر بازرگانی از اهالی فلورانسِ ایتالیا بودهاست. نام این زن در واقع لیزا ژراردینی دل ژکوندو بودهاست. این زن از خانوادهای اشرافی بوده و با یکی از تُجار موفق آن زمان یعنی فرانچسکو دل ژکوندو ازدواج کردهبودهاست. بر طبق ادعای این پژوهشگران، احتمالاً این زوج نزد داوینچی رفتهاند و خواستار کشیدنِ پرترهی خانم شدهاند.
5- مادر در جایگاه مدل
برخی از پژوهشگران حدس جالب دیگری زدهاند و گفتهاند این مونالیزا در واقع مادر داوینچی با نام «کاترینا داوینچی» است و در واقع لئوناردو از مادر خود بهعنوان مدل استفاده کردهاست.
6- یکیبودن نقاش و مدل
برخی پا را فراتر از تمامی حدسهایی که زده شده گذاشتهاند و گفتهاند که مونالیزا خود داوینچی است. خودنگارهی مشهوری که از لئوناردو داوینچی در دسترس است، شباهت بسیاری با مونالیزا دارد – البته اگر موهای صورت او را از بین ببریم. نکتهی جالبی که در این بین وجود دارد این است که بسیاری از پژوهشگران نقاشیهای داوینچی، معتقد اند که اصلاً این پرترهی داوینچی کارِ خود داوینچی نیست و احتمالاً کار یکی از شاگرداناش است.
نکتهی جالبِ دیگر آنکه کمیتهی ملی میراث فرهنگی ایتالیا در این اندیشه است که جمجمهی داوینچی را از زیر خاک خارج کند و بهواسطهی تکنولوژی CSI استایل بفهمد که داوینچی در واقع چطور قیافهای داشتهاست.
سخن پایانی
پژوهشها پیرامون نقاشی مونالیزا بسیار اند و هر یک به نتیجهای رسیدهاند، اما در این نوشتار صرفاً به چند مورد معدود از آنها اشاره کردیم. این نکته را هم باید در نظر داشت که این احتمال هم وجود دارد که مونالیزا نقاشیای بدون راز و سِر باشد و در طی تاریخ بر اثر عوامل مختلف اینگونه رازآلود جلوه کردهاست.
در آخر قابلذکر است که نقاشی مونالیزا درحالحاضر در موزهی لوور در شهر پاریس در اتاقی جداگانه نگهداری میشود. مسئولان موزهی لوور گفتهاند که نقاشی مونالیزا متعلق به عموم مردم است و ازاینرو امکان خریدوفروش آن بههیچوجه وجود ندارد. همچنین چون چند بار برای سرقت این نقاشی اقدام شده، مسئولان امنیتی موزهی لوور تمهیدات زیادی برای افزایش امنیت نقاشی اندیشیده و اجرا کردهاند، از جمله آنکه نقاشی را در محفظهای با شیشهی ضدگلوله قرار دادهاند.
- بیشتر بخوانید: معروفترین نقاشیهای داوینچی