فلسفهکوته‌نوشت‌‌ها

ارسطو، گادامر و آغاز از صفر

ارسطو و گادامر

ارسطو «تحلیل دوم» را با جمله‌ای آغاز می‌کند که به‌ظاهر ساده است، لیکن بار هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی‌ای‌ سنگینی بر دوش دارد: «هر آموزش و هر یادگیری عقلانی، از معرفتی پیشین پدید می‌آید».

این می‌رساند که دانستن هرگز حادثه‌ای ناگهانی نیست و نمی‌تواند بود. معرفت حرکتی تدریجی بر بستری از پیش‌دانسته‌هاست. ذهن آدمی، حتی آ‌ن‌هنگام که می‌آموزد، بر زمینی ایستاده‌است که پیش‌تر شکل گرفته، زمینی از مفاهیم، تمایزها، اصول و بدیهیات.

این اصل، نقطه‌ی مقابل رؤیای آغاز مطلق است. ارسطو به‌صراحت فاش می‌سازد که حتی برهان، که قله‌ی معرفت عقلانی است، نمی‌تواند بی‌ریشه باشد. هر برهانی بر اصولی تکیه دارد که خود برهانی نیستند، چیزهایی که یا بدیهی اند، یا از راه تجربه، یا به‌واسطه‌ی عقل بالفعل‌شده فهمیده شده‌اند. بنابراین معرفت، همیشه پیش‌تاریخ دارد.

—-

در این راستا، چنان‌‌که در تصویر بالا جمله‌ی گادامر را نقل کرده‌ام، گادامر «پیش‌داوری» را به‌عنوان شرط امکان خود فهم بازاندیشی می‌کند. برخلاف تلقی روشنگری که پیش‌داوری را مانعی بر سر راه حقیقت می‌دانست، گادامر نشان می‌دهد که این تلقی مبتنی بر یک پیش‌داوری بنیادی است: پیش‌داوری علیه پیش‌داوری. فهم هیچ‌گاه از نقطه‌ای تهی و بی‌پیش‌فرض آغاز نمی‌شود، بل هر تفسیر، هر پرسش و هر مواجهه با معنا در افقی از انتظارات، باورها و داوری‌های پیشینی روی می‌دهد. پیش‌داوری‌ها نه لزوماً نادرست اند و نه دل‌بخواهی، آن‌ها ساختارهای مقدماتی‌ اند که امکان طرح پرسش و تشخیص معنا را فراهم می‌کنند. حذف آن‌ها نه به خلوص فهم که به فروپاشی خود فهم می‌انجامد.

«سنت» نزد گادامر چیزی بیرونی یا مانع آزادی فهم نیست، بل‌که رسانه‌ای زنده است که در آن فهم رخ می‌دهد. ما سنت را در اختیار نداریم، بل همواره درون آن ایستاده‌ایم و از دل تأثیر تاریخ می‌فهمیم. سنت مجموعه‌ای ایستا از باورهای گذشته نیست، گفت‌وگویی تاریخی است که هر فهم تازه‌ای در آن مشارکت می‌کند و آن را دگرگون می‌سازد.

این یعنی ارسطو و گادامر هر دو با «آغاز از صفر» مسئله دارند، اما دلیل مخالفت‌شان یکسان نیست. ارسطو از منظر امکان علم برهانی سخن می‌گوید و گادامر از منظر ساختار وجودی فهم. به همین دلیل، اگرچه هر دو به نحوی با آغاز مطلق مخالف اند، نسبت‌شان با «بنیان» از منطقی به تاریخی-هرمنوتیکی تغییر می‌کند.

آرش شمسی

هست از پسِ پرده گفت‌وگوی من و تو | چو پرده برافتد، نه تو مانی و نه من
guest
0 دیدگاه

این‌ها را هم بخوانید

دکمه بازگشت به بالا