فلسفهکوته‌نوشت‌‌ها

آزادی از نگاه شلینگ

آزادی شلینگ

در رساله‌ی آزادی، شلینگ آزادی را صرفاً یک توانایی انسانی نمی‌بیند، بل این مسئله برای او ریشه‌ای عمیق در خودِ ساختار هستی دارد. او خدایی را برای‌مان تصویر می‌کند که فقط روشنایی و عقل محض نیست، بل درون این خدا «بنیادی» تاریک و پویا وجود دارد، همان که شلینگ آن را «بنیاد وجود خدا» [Grund] می‌نامد. این بنیاد تاریکْ خودِ شر نیست، سرچشمه‌ی شوق، اراده و نیروی زاینده‌ای است که امکان هر آفرینش و ظهوری را فراهم می‌آورَد، انگار که پیش از هر آشکارگی، یک کشش اولیه و بی‌قرار در دل هستی وجود داشته که می‌خواسته از خویش آگاه شود و خود را در شکل نور و صورت متعالی ظاهر کند.

از این رو – برای شلینگ – هستی حاصلِ رابطه و کشاکش دو اصل است، یکی بنیاد تاریک و دیگر اصل روشنایی یا اگزیستانس. بنیادْ نیروی انقباضی، خاص و بی‌شکلی‌ست که می‌خواهد باشد و به‌سوی خود بکشد  و روشناییْ اصلی‌ست که به این نیرو معنا، آگاهی و گسترش می‌بخشد. در خدا این دو اصل در وحدتی زنده و پویا قرار دارند، بنیاد هرگز از جایگاه خود فراتر نمی‌رود و همواره در خدمت عشق و روشنایی است، اما موجودات متناهی [به‌ویژه انسان] از دل همین رابطه زاده می‌شوند و با خود امکانِ گسستن این هماهنگی را نیز به همراه می‌آورند.

این‌جاست که آزادی از نگاه شلینگ خودنمایی می‌کند. آزادی برای او در امکانِ حفظ یا برهم‌زدن نسبت درست میان این دو اصل است. خیر هنگامی‌ست که نیروی تاریک و اراده‌ی وجود، در خدمت روشنایی و عشق قرار گیرد و به‌سوی آشکارگی کامل حرکت کند. اما شر آن‌زمان رخ می‌تواند داد که بنیاد تاریک بخواهد خود را مرکز و اصل قرار دهد، نسبت را واژگون کند و همه‌چیز را به‌سوی خود بکشد. بنابراین شر در اندیشه‌ی شلینگ – خلاف سنتی دراز در الهایات – فقدان خیر نیست، بل‌که یک واژگونی واقعی و مثبت است.

آزادی برای شلینگ توانِ واقعی انسان برای ایستادن بر مرز میان نور و تاریکی است، همان ورطه‌ی خطرناک که هر لحظه ممکن است نسبت درونی را حفظ کند یا آن را برهم زَنَد. انسان صحنه‌ی همین درام کیهانی است، موجودی‌ست که هم از بنیاد تاریک سهم برده و هم از روشنایی و به همین دلیل است که می‌تواند آزادانه خیر یا شر را برگزیند، می‌تواند به‌سوی عشق و آشکارگی گشوده‌گردد یا در تاریکی خویش فرورود.

آرش شمسی

هست از پسِ پرده گفت‌وگوی من و تو | چو پرده برافتد، نه تو مانی و نه من
guest
0 دیدگاه

این‌ها را هم بخوانید

دکمه بازگشت به بالا