هیوم و شکاکیت رادیکال

آنچه که در تصویر است، نقلقولیست از دیوید هیومِ شکاک، اما در اینجا در حال موضعگیری علیه شکاکیت رادیکال است و برآن است که طبیعت، بدن، اجازه نمیدهد که شکاک رادیکال باشیم. او از موضع طبیعتگرایی، علیت شکاکیت رادیکال یا گلوبال – شکاکی که به همهچیز شک میکند – سخن میگوید، اما همچنان خودْ بهمثابهی یک شکاک لوکال باقی میماند.
ویتگنشتاین هم در کتاب در باب یقین، هر تفسیری که از کلیت ایدهاش داشتهباشیم، به شکاکیت رادیکال، بهویژه شکاکیت دکارت در تأمل نخست کتاب تأملات، حمله میبَرَد و میگوید شک در یک بازی زبانی صورت میگیرد، بازیای که از پیش برخی گزارهها از شک در امان ماندهاند، وگرنه اصلاً شک نمیتوانستیم کرد. فیالمثل: «چنانچه بخواهی پیرامون همهچیز شک کنی، به مرحلهی شککردن هم نمیرسی. خود بازی شککردن، یقین را پیشفرض میگیرد» [ویتگنشتاین، در باب یقین، 115]، یا اینکه «شکی که به همهچیز شک کند، شک نیست» [در باب یقین، 450].
او عمل را بسیار مهم میداند و بارها تأکید میکند که بنیادیترین اصولمان عملی اند و از شکل زندگی برآمدهاند.



